طراحی سایت


معلمان ابتدایی
 
شهرستان ملارد
نوشته شده در تاريخ سه‌شنبه 05 مهر 1390 توسط s_m6218

 

تشویق یکى از ابزار مهم تربیت است که مربى مى‏تواند از آن بهره گیرد و کودک را به کارهاى نیک علاقه‏مند سازد. کودک در سایه تشویق، از بسیارى از خواسته‏هاى خود چشم مى‏پوشد و به راهى که مورد نظر مربى است، قدم مى‏گذارد.

تشویق به معناى به شوق آوردن، کار کسى را ستودن و او را دلگرم ساختن است.(1)

نیاز به تشویق از تمایلات فطرى هر انسان است که تا پایان عمر در او باقى مى‏ماند. این خطاست که تصور کنیم شخص از آن جهت که بزرگ شده است و خوب و بد را مى‏فهمد، احتیاج به تشویق ندارد، زیرا بسیارى از تلاشها و رقابتهاى بزرگسالان به منظور به دست آوردن تشویق و تحسین دیگران است.

 

 


 

تشویق یکى از ابزار مهم تربیت است که مربى مى‏تواند از آن بهره گیرد و کودک را به کارهاى نیک علاقه‏مند سازد. کودک در سایه تشویق، از بسیارى از خواسته‏هاى خود چشم مى‏پوشد و به راهى که مورد نظر مربى است، قدم مى‏گذارد.

تشویق به معناى به شوق آوردن، کار کسى را ستودن و او را دلگرم ساختن است.(1)

نیاز به تشویق از تمایلات فطرى هر انسان است که تا پایان عمر در او باقى مى‏ماند. این خطاست که تصور کنیم شخص از آن جهت که بزرگ شده است و خوب و بد را مى‏فهمد، احتیاج به تشویق ندارد، زیرا بسیارى از تلاشها و رقابتهاى بزرگسالان به منظور به دست آوردن تشویق و تحسین دیگران است.

 

شیوه تشویق

تشویق گاهى زبانى است که مربى با دلجویى و بیان جملات محبت‏آمیز، رفتار و گفتار کودک را مورد تشویق قرار مى‏دهد و او را به کار و راهش دلگرم و امیدوار مى‏کند و گاهى عملى که مربى با به آغوش گرفتن کودک و نوازش او و نگاه توأم با لبخند و خرید شکلات، اسباب‏بازى، لباس و گردش او را به خاطر عملى که انجام داده است، مى‏ستاید.

نکته لازم به تذکر این است که در نوع و شیوه تشویق باید سن و درک کودک را مورد توجه قرار داد و تشویق را به موازات نوع عمل و درک او تغییر داد. به عنوان مثال یک کودک 3 ـ 4 ساله بهترین تشویق براى او، یک شکلات است و براى یک نوجوان 14 ـ 15 ساله، یک گردش علمى و دیدار از موزه‏ها و شخصیتهاى اجتماعى ارزنده‏ترین تشویق است.

 

آثار تشویق

1ـ تشویق، خستگى و نومیدى را از کودک دور مى‏سازد و او را نسبت به هدف و راهى که انتخاب کرده است، امیدوار مى‏سازد.

2ـ کودک با تحسین و تشویق، در صدد اصلاح ناسازگاریها و نقاط منفى اخلاقى خود برمى‏آید و بسیارى از شیوه‏هاى غلط رفتارى خود را اصلاح مى‏کند.

3ـ تحسین رفتار و گفتار کودک باعث مى‏شود که در سر دو راهیها سرگردان نشود و در کارى که انجام مى‏دهد، کوشاتر و جدى‏تر باشد.

 

نکاتى پیرامون تشویق

1ـ هنگام تشویق، کودک باید بفهمد که به چه جهت مورد تحسین قرار گرفته است.

2ـ تشویق باید هر چند وقت یک بار و در برابر کارهاى برجسته کودک باشد، نه به صورت همیشگى و براى هر کارى؛ زیرا در این صورت، تشویق تأثیر خود را از دست خواهد داد.

3ـ تشویق نباید از حد اعتدال تجاوز کند، زیرا ممکن است کودک را به خودبینى و خودستایى گرفتار کند.

4ـ تشویق نباید شکل رشوه به خود بگیرد، که در این صورت اثر مثبت و سازنده نخواهد داشت.

5ـ باید عمل یا اخلاق نیک کودک را تحسین کرد نه خود او را. او باید بفهمد که کارش ارزش دارد و او جداى از کارش ارزنده نیست.

 

جایگاه تنبیه در تربیت:

تنبیه به معناى بیدار کردن و آگاه کردن کسى بر امرى است. از این‏رو تنبیه همیشه به صورت کتک زدن، ملامت کردن و اعمال فشار نیست، بلکه این هدف (آگاه کردن شخص) ممکن است با نصیحت، ارشاد و موعظه حاصل شود و او متوجه خطاى خود بشود. پس تنبیه به خاطر هدایت است نه فرو نشاندن خشم مربى.

در نظام تربیتى اسلام اصل تنبیه به عنوان عاملى بازدارنده، پذیرفته شده است زیرا جامعه و مردمى که در برابر اعمال و رفتار خود کنترلى نبینند و با نصیحت و گاه اعمال فشار و کیفر محدود نگردد، طغیان خواهند کرد.

 

شیوه تنبیه

شیوه عاطفى بهترین و موفقترین شیوه‏هاى تربیتى است. کودک باید با مفهوم جملاتى از قبیل «دوست دارم و دوست ندارم» والدین آشنا شود و آثار مطلوب و نامطلوب آن را دریابد. تخلفات کودک باید با چهره ناراضى والدین روبه‏رو شود و از برخورد مربیان خود راه و روش صحیح و مورد نظر آنها را پیدا کند. او باید همیشه مورد مهرورزى و خوشرفتارى والدین قرار گیرد تا نصیحتهاى آنها را مانند تابلویى در مقابل خود تجسم کند.

گاه پیش مى‏آید که رفتار خلاف کودک با پند و اندرز اصلاح نمى‏شود و در شیوه رفتارى خود تغییرى نمى‏دهد. در این صورت والدین با استفاده از روشهاى مناسب با توجه به نوع و زمان جرم به بازداشتن و تنبیه بدنى او با شرایطى اقدام کنند. مربى اگر ناچار از تنبیه بدنى شد، کافى است ضربه‏اى به باسن یا پشت دست کودک بزند و در مواردى که تخلفش بزرگتر و سنگین‏تر باشد تنبیه شدیدترى را اعمال کند.

تنبیه بدنى به عنوان یک عامل بازدارنده ـ در صورت عدم کارآیى دیگر ابزار تربیتى ـ به حساب مى‏آید و چندان سازنده نیست؛ زیرا کودک ممکن است از ترس کتک، به ظاهر مرتکب خلاف نشود، اما عادت زشت خود را از دست ندهد.

امیر مؤمنان علیه‏السلام مى‏فرماید:

«اِنَّ العاقِلُ یَتَّعِظُ بِالاَدَبِ وَ البَهائِمُ لا یَتَّعِظُ الاّ بِالضّربِ»(2)

خردمند، با ادب پند مى‏آموزد و حیوانات با کتک و زدن تربیت مى‏شوند.

تنبیه کودک در سخن امام صادق علیه‏السلام:

با توجه به مطالبى که گذشت و با عنایت به اینکه سراسر وجود کودک سرشار از عاطفه است و بسیارى از رفتار و گفتارهاى خود را بر اساس برخوردهاى عاطفى والدین خویش قرار مى‏دهد؛ امامان علیهم‏السلام در بیان شیوه‏هاى تربیتى بویژه در مورد کودکان، مربیان را به استفاده از این شیوه تشویق کرده‏اند.

مربیانى که با فرزندان خود با خوشرفتارى و محبت برخورد مى‏کنند، مى‏توانند از «قهرکردن» با کودک به عنوان یک وسیله اصلاحى بهره‏بردارى کنند.

فردى خدمت امام صادق(ع) شرفیاب شد و از فرزندش شکایت کرد. امام(ع) در پاسخ او فرمود:

«لا تَضْرِبْهُ وَاهْجُرْهُ و لا تُطِلْهُ»(3)

او را نزن، با او قهر کن ولى این قهر را طولانى نکن.

 

نکات مهم در تنبیه کودک:

1ـ در تنبیه، پدر و مادر با هم اقدام نکنند، اگر یکى طفل را تنبیه کرد، دیگرى به عنوان پشتوانه روحى او باقى بماند.

2ـ پیش از تنبیه باید ریشه تخلف را کشف کرد و سپس به رفع آن اقدام نمود.

3ـ تنبیه به عنوان آخرین ابزار تربیتى مورد استفاده قرار گیرد.

4ـ باید عمل کودک را تنبیه کرد، نه شخصیت و تمام وجود او را.

5ـ تنبیه با جرم و خطاى کودک متناسب باشد.

6ـ تنبیه چند جانبه نباشد؛ یعنى به این صورت نباشد که طفل هم کتک بخورد، هم سرزنش شود و هم مورد تمسخر قرار گیرد.

 

ملامت کودک

بیشتر والدین در برخورد با خطاهاى کودکان، آنها را تنبیه نمى‏کنند، اما بیش از آن کودکانشان را مورد سرزنش خود قرار مى‏دهند، که این شیوه موجب گستاخى کودک در برابر والدین خود مى‏شود و زمینه اصلاح او را از بین مى‏برد.

در تربیت، از ملامت به عنوان یک وسیله اصلاحى حساب شده مى‏توان استفاده کرد.

ملامت لازم نیست که به صورت غلیظ و همراه با خشونت باشد بلکه ممکن است به صورت سؤالاتى از کودک باشد که او را وادار به اندیشیدن در رفتار خود مى‏کند. براى مثال مى‏توان به دور از عصبانیت با جملاتى از قبیل: آیا در خطاهاى خود فکر آبروى خود و ما را نکردى؟ آیا نمى‏خواهى در رفتار و گفتار خود تغییرى ایجاد کنى؟ و ... او را متوجه خطایش کرد.

 

افراط در ملامت

مربیانى که براى تربیت کودکان خویش با ابزار سرزنش جلو مى‏روند و او را به خاطر کوچکترین لغزش و بدون در نظر گرفتن نوع جرم و سن کودک، مورد سرزنش قرار مى‏دهند، بزرگترین اشتباه را مرتکب مى‏شوند.

افراط در سرزنش، کودک را لجباز و ناامید بار مى‏آورد، به طورى که او خود را قابل اصلاح نمى‏داند و به تدریج تعادل روانى خود را از دست مى‏دهد و براى خود آینده‏اى تاریک تصور مى‏کند، از این‏رو براى آرام کردن خویش، به خرابکارى، فریبکارى، سیگار، فرار از خانه و مدرسه روى مى‏آورد و گرفتار ناآرامى عصبى مى‏شود. حضرت على(ع) مى‏فرماید:

«الاِفراطُ فى المَلامَةِ یَشُبُّ میزانَ اللِّجاجِ»(4)

زیاده‏روى در سرزنش، آتش لجاجت را شعله‏ور مى‏سازد.

 

پاورقى

1ـ فرهنگ عمید.

2ـ غررالحکم، ترجمه محمدعلى انصارى، ج1، ص236.

3ـ بحارالانوار، ج104، ص99.

4ـ بحارالانوار، ج23، ص114.

 




تمامی حقوق این وب سایت متعلق به نویسنده بوده و هر گونه کپی برداری بدون لینک منبع ممنوع می باشد.

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید